مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
379
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
ر [ 217 ] رابعهء قزدارى از زنان و ملكزادگان است . پدرش كعب نام در اصل از اعراب بوده ، در بلخ ، قزدار ، بست در حوالى قندهار ، سيستان و حوالى بخل كامرانيها نموده . « 1 » از شاعران مشهور قرن چهارم هجرى و سخنش در لطافت و فصاحت و حسن تأثير كمنظير است . عوفى ، رابعه بلخى را در نظم تازى و پارسى به غايت ماهر مىداند . جامى نام او را در شمار زنان زاهد و صوفى آورده و از قول ابو سعيد ابو الخير نقل كرده كه رابعه دختر كعب بلخى عاشق غلامى بوده و عشق او از قبيل عشقهاى مجازى نبوده است . هدايت ، رابعه را از ملكزادگان دانسته است . پدرش كعب نام داشته و اصلا از اعراب بلخ بوده است . رابعه را زين العرب نيز خواندهاند ؛ چرا كه او در حسن و جمال و فضل و كمال و معرفت و حال ، يگانهء روزگار خويش و فريده دهر بشمار مىرفت . او صاحب عشق حقيقى و مجازى بود و در سرودن اشعار فارسى و تازى مهارت داشت . او پدرش را از دست داد و برادرش حارث بهجاى پدر زمام قدرت را بر دست گرفت و بهعلاوه از رابعه نگهدارى مىكرد . رابعه دلباختهء بكتاش يكى از غلامان برادرش حارث شد و عمرى را به ياد او به سر برد و لحظهاى از ياد او غافل نبود و هرچه مىسرود ، نغمههايى از عشق او بود . بالاخره
--> ( 1 ) - لغتنامهء دهخدا ، ذيل رابعهء قزدارى ؛ تاريخ نظم و نثر در ايران و در زبان فارسى ، سعيد نفيسى ، 1 / 21 .